طراحی پیشرفته و Design Verification ترموول — Wake Frequency، Resonance، Stress و Thermal Response
Advanced Thermowell Design and Verification — Wake Frequency, Resonance, Stress and Thermal Response
آیا Thermowell در سرعت و دمای سرویس به تشدید نمیرسد؟ این راهنما Wake Frequency، Natural Frequency، نسبت فرکانس با حاشیهٔ عدمقطعیت، تنش و خستگی ریشه و پاسخ حرارتی را برای سه هندسهٔ Straight، Tapered و Stepped محاسبه و در یک خط بخار پرسرعت با بازطراحی نشان میدهد؛ مدل آموزشی است و تأیید نهایی با ASME PTC 19.3 TW انجام میشود.
شماره سندNICO-EDU-TWL-L3-006-FAبازنگریRev00انتشارمهر ۱۴۰۵مدت مطالعه38 min
آیا ترموول (Thermowell) در سرعت و دمای سرویس، با ریزش گردابه به تشدید نمیرسد، تنش و خستگی آن در حد قابلقبول میماند
و در عین حال پاسخ حرارتی سنسور بیش از حد کند نمیشود؟ این سند به همین پرسش طراحی پاسخ میدهد: مدل را شفاف
میسازد، فرضها و عدمقطعیتها را آشکار میکند، سه هندسهٔ Straight، Tapered و Stepped را با هم میسنجد و
مسیر بازطراحی را در یک خط بخار پرسرعت نشان میدهد. مخاطب، مهندس ارشد ابزار دقیق، طراح و مشاور EPC است.
پس از مطالعه این سند خواهید توانست:
مبنای طراحی (Design Basis) و فرضهای محاسبه را پیش از هر عدد صریح ثبت کنید.
فرکانس ریزش گردابه، فرکانس طبیعی و نسبت r = fs / fn را محاسبه و با حاشیهٔ عدمقطعیت قضاوت کنید.
تنش استاتیک و دینامیک ریشه، Safety Factor خستگی و تعداد چرخهها را برآورد کنید.
اثر U-Length، قطر ریشه، قطر نوک، Bore و تیپر را با تحلیل حساسیت بسنجید.
سه هندسهٔ Straight، Tapered و Stepped را بهصورت محاسباتی مقایسه و کاندیدها را PASS یا FAIL کنید.
مصالحه میان استحکام ارتعاشی و پاسخ حرارتی را بفهمید و بازطراحی را پیش ببرید.
جایگاه درست ASME PTC 19.3 TW، FEA و CFD را در تأیید طراحی تشخیص دهید.
IMPORTANT — این سند مدل آموزشی است، نه روش استاندارد
محاسبات این سند با مدل تیر یکسردرگیر و معادلات عمومی مکانیک انجام شدهاند و روش ASME PTC 19.3 TW را بازتولید
نمیکنند. متن استاندارد در این کار در دسترس نبوده است؛ بنابراین هیچ معادله، ضریب، منحنی یا حد پذیرش آن نقل نشده و
هر حدی که در این سند آمده بهصراحت «مرجع ثانویهٔ سازنده، نیازمند راستیآزمایی با متن استاندارد» ذکر شده است. تأیید
نهایی ترموول فقط با ویرایش معتبر استاندارد انجام میشود.
DESIGN BASIS — مبنای طراحی این سند
سرویس مرجع: بخار فوقداغ در لولهٔ NPS 8 Sch 40 (قطر داخلی 202.7 mm، ضخامت 8.18 mm؛ ابعاد از ASME B36.10M و نیازمند راستیآزمایی).
شرایط عملیاتی: 400 °C، 40 bar(g) (41.0 bar(a))، سرعت 50 m/s؛ فشار طراحی 50 bar(g).
خواص بخار از IAPWS-IF97: چگالی 13.98 kg/m³، لزجت 2.44×10-5 Pa·s، عدد Reynolds روی قطر 25.4 mm حدود 7.3×105.
ترموول فلنجی از فولاد زنگنزن SS316L؛ Bore Diameter برابر 6.6 mm؛ ارتفاع نازل 80 mm و Immersion Length برابر 100 mm.
کاندیدها: A (Straight قطر 25.4 mm)، B (Tapered از 31.75 mm به 19.0 mm)، C (Stepped با همان قطرها) و D (همان Tapered با نازل کوتاهتر).
عمر طراحی 25 y با کارکرد پیوسته.
ASSUMPTIONS — فرضهای مدل
ترموول یک تیر یکسردرگیر با سطح مقطع حلقوی است؛ ریشه کاملاً گیردار فرض میشود.مبنا: مدل Euler–Bernoulli؛ انعطاف فلنج و نازل در واقعیت فرکانس را کمی پایین میآورد.
مدول الاستیسیته در 400 °C برابر 168 GPa و چگالی ماده 8000 kg/m³ است.مبنا: مقدار مرجع تقریبی؛ باید با دادهبرگ ماده یا ASME BPVC II-D راستیآزمایی شود.
عدد Strouhal برابر 0.20 و نمودار آن مستقل از Reynolds گرفته میشود.مبنا: مقدار عمومی رژیم زیربحرانی؛ در Re > 2×105 دامنهٔ پراکندگی بیشتر است.
میرایی مدل برابر zeta = 1 % است (zeta در معادلات).مبنا: فرض محافظهکارانه؛ میرایی در بخار اندازهگیری نشده است.
سرعت در طول خیسشده یکنواخت و ضرایب Cd = 1.2، CL = 0.4، Cd' = 0.12 و Kt = 2.0 در ریشه است.مبنا: ضرایب عمومی استوانه؛ مقادیر استاندارد متفاوت است.
استحکام تسلیم 105 MPa، کشش نهایی 420 MPa و حد خستگی 70 MPa در 400 °C.مبنا: فرض آموزشی؛ باید از دادهبرگ ماده گرفته شود.
جدول ۱ — هندسهٔ چهار کاندیدا (طولها از وجه فلنج تا نوک؛ Bore Diameter برابر 6.6 mm)
کاندیدا
هندسه
قطر ریشه mm
قطر نوک mm
U-Length mm
A
Straight
25.4
25.4
188
B
Tapered
31.75
19.0
188
C
Stepped
31.75
19.0
188
D
Tapered
31.75
19.0
160
شکل ۱ — مسیر تأیید طراحی ترموول؛ مدل این سند مرحلههای ۲ تا ۷ را غربال میکند و مرحلهٔ ۸ فقط با استاندارد معتبر انجام میشود
فیزیک ریزش گردابه و عدد Strouhal
جریان عبوری از ساقهٔ استوانهای، پشت آن گردابههای متناوب از دو طرف جدا میکند (Vortex Shedding). هر گردابهای که
جدا میشود نیروی عرضی (Lift) متناوب و نیروی درونخطی (Drag) نوسانی ایجاد میکند. بسامد این نیروها را عدد
Strouhal به سرعت و قطر پیوند میدهد؛ اگر این بسامد به فرکانس طبیعی ترموول نزدیک شود، دامنهٔ ارتعاش بهشدت
بالا میرود و ترک خستگی در ریشه شروع میشود. شکست ریشهٔ ترموول بر اثر ارتعاش، یکی از شناختهشدهترین حالتهای خرابی در
خطوط بخار و گاز پرسرعت است و به همین دلیل بررسی آن بخشی از طراحی است، نه یک آزمون اختیاری.
رژیم جریان از عدد Reynolds (Re = rho·V·D / mu) معلوم میشود. در رژیم زیربحرانی (300 < Re < 2×105)
مقدار St ≈ 0.2 رایج است. در سرویس این سند Re بهدلیل چگالی بالای بخار از این محدوده بالاتر میرود و ریزش گردابه
پهنباندتر و عدد Strouhal پراکندهتر میشود. این یک منبع عدمقطعیت مدل است؛ برای همین دامنهٔ 0.18 تا 0.26 در تحلیل
حساسیت (بخش ۹) بررسی شده است. منحنی St–Re استاندارد در این سند استفاده نشده است.
جدول ۲ — رژیم جریان و اعتبار St = 0.2 برای سرویس این سند
کاندیدا
قطر مبنا mm
Re روی قطر مبنا
وضعیت رژیم
A (Straight)
25.4
7.3×105
بالاتر از رژیم زیربحرانی؛ St نامطمئن
B، C و D (نوک)
19.0
5.4×105
بالاتر از رژیم زیربحرانی؛ St نامطمئن
فرکانس ریزش (Wake Frequency)
فرکانس ریزش گردابه با قطر معرفیشده به جریان رابطهٔ معکوس دارد: قطر کوچکتر یعنی بسامد بالاتر. برای ترموول
Straight قطر یکی است؛ برای Tapered و Stepped باید بین قطر نوک و قطر میانگین خیسشده انتخاب کرد.
در این سند قطر نوک مبنا بوده است، چون بزرگترین بسامد را میدهد و محافظهکارانهتر است. بعضی روشها قطر
میانگین را به کار میبرند؛ تفاوت این دو انتخاب در جدول ۳ دیده میشود و در بخش عدمقطعیت دوباره بررسی میشود.
fs = St × V / D
fs
فرکانس ریزش گردابه
Hz
St
عدد Strouhal (بدون بعد)
—
V
سرعت جریان در محل ترموول
m/s
D
قطر مبنای ساقه (قطر نوک در این سند)
m
جدول ۳ — فرکانس ریزش برای St = 0.20 و V = 50 m/s
کاندیدا
fs با قطر نوک Hz
fs با قطر میانگین Hz
A (Straight 25.4 mm)
394
394
B و D (Tapered 31.75–19.0 mm)
526
394
C (Stepped 31.75–19.0 mm)
526
394
NOTE — قطر مبنا بخشی از روش است
انتخاب قطر نوک یا قطر میانگین در ترموول مخروطی، فرکانس ریزش را حدود ۳۳ درصد جابهجا میکند. این انتخاب باید با روش
استاندارد همخوان باشد؛ مدل این سند فقط نشان میدهد که نتیجه به آن حساس است.
فرکانس طبیعی (Natural Frequency)
فرکانس طبیعی اول ترموول به سه گروه پارامتر وابسته است: سختی خمشی E·I (ماده، قطر ریشه، قطر نوک و Bore)، جرم
در واحد طول (ماده و هندسه، بهعلاوهٔ جرم سیال همراه) و طول آزاد U-Length. برای ساقهٔ یکنواخت، حل بسته وجود دارد:
fn = ( Cn / 2pi ) × √( E × I / ( m' × L4 ) )
fn
فرکانس طبیعی مود اول خمشی
Hz
Cn
ضریب مود برای تیر یکسردرگیر یکنواخت (برابر ۳٫۵۱۶)
—
E
مدول الاستیسیته در دمای سرویس
Pa
I
ممان اینرسی مقطع حلقوی، pi (D⁴ − d⁴) / 64
m⁴
m'
جرم در واحد طول (ماده + جرم سیال همراه)
kg/m
L
طول آزاد از ریشه تا نوک (U-Length)
m
برای Tapered و Stepped حل بسته ساده وجود ندارد؛ در این سند تیر به ۲۰۰ المان خمشی تقسیم شده و مسئلهٔ مقدار ویژه
حل شده است. اعتبار کد با ساقهٔ یکنواخت سنجیده شد: برای Straight 25.4 mm با L = 0.200 m و E = 193 GPa
حل المان محدود 450.82 Hz و حل بسته 450.82 Hz داد (اختلاف کمتر از دههزارم درصد). این تطابق فقط درستی کد
حل ارتعاش را تأیید میکند، نه درستی فرضهای مدل ترموول را.
بررسی دستی کاندیدای A CHECK
داده: D = 25.4 mm، d = 6.6 mm، L = 188.2 mm، E = 168 GPa، rho = 8000 kg/m³.
I = pi (0.0254⁴ − 0.0066⁴) / 64 = 2.034×10-8 m⁴ ; m' = 8000 × pi (0.0254² − 0.0066²) / 4 = 3.780 kg/m
نتیجه: fn ≈ 475 Hz؛ حل عددی نیز 475.1 Hz میدهد. مود دوم این ساقه حدود 2977 Hz است و از
fs = 394 Hz فاصلهٔ زیادی دارد؛ بنابراین مود اول تعیینکننده است.
نسبت فرکانس و حاشیهٔ تشدید
شاخص اصلی تأیید، نسبت فرکانس r است. هرچه r از یک دورتر باشد، تقویت دینامیکی کمتر است. سازندگان معمولاً
حدی مانند r ≤ 0.8 را مرجع غربالگری میگیرند؛ اما این عدد در متن استاندارد این پروژه راستیآزمایی نشده است
و در این سند فقط «حد مرجع» نامیده میشود. چون r خود با عدمقطعیت محاسبه میشود، قضاوت باید با حاشیه باشد: مقدار
اسمی باید بهاندازهٔ عدمقطعیت گسترده از حد مرجع فاصله داشته باشد.
r = fs / fn
raccept = rlim / ( 1 + k × uc )
r
نسبت فرکانس ریزش به فرکانس طبیعی
—
rlim
حد مرجع غربالگری (برابر ۰٫۸؛ مرجع ثانویه، نیازمند راستیآزمایی)
—
k
ضریب گسترش (برابر ۲)
—
uc
عدمقطعیت نسبی استاندارد ترکیبی r (بخش ۲۰)
—
با uc = 15.6 % و k = 2، مقدار اسمی پذیرفتنی raccept = 0.8 / 1.313 = 0.609 میشود. این یعنی
ترموولی که r = 0.71 دارد، حتی اگر از حد 0.8 پایینتر باشد، در این سند رد میشود؛ زیرا با عدمقطعیت گسترده
میتواند به 0.93 برسد. شکل ۲ نسبت r را برحسب سرعت برای کاندیدهای A و D نشان میدهد؛ چون fs با V
متناسب است، منحنیها خط راستاند.
شکل ۲ — نسبت فرکانس در برابر سرعت بخار؛ کاندیدای A در سرعت سرویس از حد مرجع گذشته و D با حاشیه زیر آن است
سرعتی که در آن r = 0.8 میشود، برای کاندیدای A حدود 48 m/s و برای D حدود 78 m/s است. این بدان معناست که
کاندیدای A در سرعت عملیاتی 50 m/s عملاً در مرز است و کوچکترین افزایش سرعت یا کاهش E آن را به ناحیهٔ
ممنوعه میبرد.
تشدید (Resonance) و تقویت دینامیکی
مود اول ترموول را میتوان در اولین تقریب مانند سامانهٔ یکدرجهآزادی میرا دید. پاسخ دامنه به نیروی هارمونیک را ضریب
تقویت MF میدهد؛ این ضریب فقط به نسبت فرکانس و میرایی بستگی دارد:
MF = 1 / √( ( 1 − r2 )2 + ( 2 × zeta × r )2 )
MF
ضریب تقویت دینامیکی نسبت به بار شبهاستاتیک
—
r
نسبت فرکانس نیرو به فرکانس طبیعی
—
zeta
نسبت میرایی (فرض ۰٫۰۱)
—
برای کاندیدای A با r = 0.83 مقدار MF = 3.2 و برای D با r = 0.51 مقدار MF = 1.4 میشود. تا اینجا تفاوت
ملایم است؛ خطر اصلی در نزدیکی r = 1 است که MF در zeta = 1 % به حدود 50 میرسد. شکل ۳ نشان میدهد
چرا طراحی باید نهتنها از r = 1 بلکه از دامنهٔ نزدیک به آن هم دور بماند و چرا نتیجه در آن ناحیه به میرایی
اندازهگیرینشده بسیار وابسته است.
شکل ۳ — ضریب تقویت دینامیکی برحسب نسبت فرکانس برای دو میرایی؛ در نزدیکی r = 1 پاسخ به میرایی فرضی بسیار حساس است
دو مکانیزم تشدید باید جدا دیده شود. ریزش گردابه نیروی عرضی با بسامد fs میدهد و نیروی درونخطی
نوسانی با بسامد 2 fs. بنابراین اگر r بزرگتر از حدود 0.4 شود، 2 fs به
fn نزدیک میشود و باید تنش درونخطی هم بررسی شود. این آستانه نیز مرجع ثانویهٔ سازنده است و بدون متن
استاندارد قطعی نیست. در مدل این سند، تنش درونخطی فقط وقتی محاسبه شده که r > 0.4 باشد.
تنش استاتیک، دینامیک و ریشه
بار جریان روی طول خیسشده را میتوان به سه بخش تقسیم کرد: نیروی پسا (Drag) که میانگین ثابتی ایجاد میکند، نیروی
لیفت متناوب در fs و فشار خارجی سیال که تنش حلقوی تولید میکند. بار گسترده روی هر المان
q = 0.5 × C × rho × V² × D(x) است و گشتاور خمشی در هر مقطع از انتگرالگیری از نوک تا آن مقطع به دست میآید.
بیشینهٔ تنش خمشی در همهٔ کاندیدها در ریشه، یعنی مقطع پیوند با فلنج، رخ داد.
sigmab = M × c / I ; M(x) = ∫ q(s) × ( s − x ) ds
sigmap = 2 × P × ro2 / ( ro2 − ri2 )
sigmab
تنش خمشی در مقطع
Pa
M
گشتاور خمشی ناشی از بار خیسشده
N·m
c
فاصلهٔ دورترین تار تا محور (نصف قطر بیرونی)
m
q
بار گستردهٔ جریان بر واحد طول
N/m
sigmap
قدر مطلق تنش حلقوی فشاری در سطح Bore تحت فشار خارجی (حل Lamé)
Pa
P
فشار طراحی خارجی
Pa
ro, ri
شعاع بیرونی و شعاع Bore
m
جدول ۴ — تنشهای ریشه برحسب MPa (Kt = 2.0 روی تنش خمشی ریشه)
کاندیدا
پسا (استاتیک)
لیفت (شبهاستاتیک)
فشار خارجی
دامنهٔ لیفت × MF
دامنهٔ درونخطی
A
4.6
1.5
10.7
9.8
0.5
B
2.0
0.7
10.5
2.7
0.4
C
1.9
0.6
10.5
2.0
0.9
D
1.3
0.4
10.5
1.2
4.3
این جدول سه نکتهٔ مهم دارد. نخست، تنش ایستا در همهٔ حالتها بسیار کمتر از تسلیم 105 MPa است؛ پس معیار حاکم در این
سرویس استحکام ایستا نیست، بلکه ارتعاش است. دوم، ترموول مخروطی با ریشهٔ ضخیمتر تنش خمشی ریشه را حدود نصف میکند.
سوم، در کاندیدای D دامنهٔ درونخطی از دامنهٔ لیفت بزرگتر شده است؛ چون 2 fs به fn نزدیک
شده (2r = 1.03). یعنی بازطراحی فقط یک خطر را کم کرده و خطر دیگری را بهطور نسبی پررنگ کرده است.
CAUTION — ضرایب بار و Kt فرضاند
ضریبهای Cd، CL، Cd' و Kt در این مدل عمومی و ثابتاند. در روش استاندارد، بار نیروی لیفت و
تمرکز تنش به شکل دیگری تعریف میشوند. اعداد جدول ۴ برای مقایسه و روند به کار میروند، نه برای پذیرش.
خستگی (Fatigue)
شکست ریشهٔ ترموول معمولاً شکست خستگی است: تنش متناوب کوچک، ولی با میلیاردها چرخه. ترموول با fs = 526 Hz
در 25 y کارکرد پیوسته 526 × 3600 × 24 × 365 × 25 ≈ 4.1×1011 چرخه میبیند؛ یعنی کاملاً در ناحیهٔ عمر
نامحدود (بالاتر از 107 چرخه). بنابراین معیار پذیرش دامنه تنش در برابر حد خستگی است، نه شمارش چرخه.
برای ترکیب تنش میانگین و متناوب از رابطهٔ Goodman اصلاحشده استفاده شد:
SF = 1 / ( sigmaa / Se + sigmam / Su )
SF
ضریب ایمنی خستگی
—
sigmaa
دامنهٔ تنش متناوب (لیفت × MF + درونخطی)
MPa
sigmam
تنش میانگین (پسا × Kt + فشار خارجی)
MPa
Se
حد خستگی در دمای سرویس (فرض ۷۰)
MPa
Su
استحکام کششی نهایی (فرض ۴۲۰)
MPa
جدول ۵ — ضریب ایمنی خستگی کاندیدها (الزام آموزشی SF ≥ 2)
کاندیدا
sigmaa MPa
sigmam MPa
SF
چرخه در ۲۵ سال
A
10.3
19.9
5.1
3.1×1011
B
3.1
14.5
12.6
4.1×1011
C
2.8
14.2
13.5
4.1×1011
D
5.5
13.0
9.2
4.1×1011
همهٔ کاندیدها SF بالاتر از 2 دارند؛ پس شکست خستگی در شرایط عادی عملیاتی محتمل نیست. این نتیجه با این هشدار
همراه است: SF به Se فرضی و به MF وابسته است و MF در نزدیک r = 1 چندین برابر میشود. اگر
سرعت یا دما تغییر کند و r به یک نزدیک شود، SF بهسرعت سقوط میکند؛ همین است که معیار r با حاشیه باید
مستقل از SF رعایت شود.
حساسیت هندسی
برای فهم اینکه چه پارامتری روی r بیشترین اثر را دارد، هر پارامتر یکبهیک جابهجا شد. نتیجه برای کاندیدای D
(مبنا r = 0.51) در شکل ۴ و جدول ۶ آمده است. چون fn ~ 1 / L²، تغییر U-Length قویترین اثر
هندسی را دارد؛ سه پارامتر عمدهٔ غیرهندسی (Strouhal، سرعت و E) هم اثر قابلمقایسهای دارند.
شکل ۴ — تحلیل حساسیت نسبت فرکانس برای کاندیدای D؛ پارامترها بر اساس دامنهٔ اثر مرتب شدهاند
جدول ۶ — حساسیت r کاندیدای D (مبنا 0.514)
پارامتر
تغییر
r پایین
r بالا
U-Length
−10 % / +10 %
0.42
0.62
Strouhal
0.18 / 0.26
0.46
0.67
سرعت
−15 % / +15 %
0.44
0.59
E در دما
193 / 160 GPa
0.48
0.53
قطر ریشه
−1 / +1 mm
0.54
0.49
قطر نوک
−1 / +1 mm
0.53
0.50
Bore
5.5 / 8.0 mm
0.52
0.50
نتیجهٔ طراحی روشن است: بیشترین کنترل با U-Length است و کمترین حساسیت با Bore؛ اما U-Length با موقعیت
نوک در جریان قیدگذاری شده است و نمیتوان آن را بیحساب کم کرد. در عمل، کاهش U-Length از 188 mm به
160 mm r را از ۰٫۷۱ به ۰٫۵۱ میرساند، ولی باید با نیاز اندازهگیری و ملاحظات رسانش سازگار شود.
Straight، Tapered و Stepped: مقایسهٔ محاسباتی
هندسهٔ ساقه دو اثر متضاد دارد. تیپر یا پله، قطر نوک را کم میکند و بنابراین fs را بالا میبرد؛ همزمان
جرم را از نوک برمیدارد و fn را بالاتر میبرد. اثر خالص به نسبت قطر ریشه به نوک و مکان پله وابسته است.
شکل ۵ سه هندسه را بههمراه شکل مود اول از مدل المان محدود نشان میدهد.
شکل ۵ — کاندیداهای A تا D با مود اول خمشی از مدل تیر؛ خط چین شکل مود را نشان میدهد
جدول ۷ — مقایسهٔ فرکانسها و نسبت فرکانس
کاندیدا
fn1 Hz
fn2 Hz
fs Hz
r
r با قطر میانگین
A (Straight)
475
2977
394
0.83
0.83
B (Tapered)
742
3410
526
0.71
0.53
C (Stepped)
877
2828
526
0.60
0.45
D (Tapered، U = 160 mm)
1024
4706
526
0.51
0.38
با همان U-Length، هر دو هندسهٔ Tapered و Stepped از Straight 25.4 mm بهتر شدهاند؛ اما نه صرفاً بهدلیل
تیپر، بلکه چون قطر ریشه از 25.4 به 31.75 mm افزایش یافته است. اگر ترموول Straight هم با ریشهٔ 31.75 mm
ساخته شود، r برابر 0.54 میشود (جدول ۱۱). برتری Stepped نسبت به Tapered در این مثال (۰٫۶۰ در برابر ۰٫۷۱)
از جابهجایی جرم و سختی حاصل میشود، ولی مود دوم Stepped پایینتر است و پله تمرکز تنش اضافه میکند که در
مدل لحاظ نشده است. ستون آخر هم نشان میدهد: اگر قطر میانگین مبنای fs باشد، همهٔ نسبتها بسیار بهتر دیده
میشوند. این وابستگی به روش، یک عدمقطعیت واقعی است، نه یک جزئیات.
اثر دما بر مدول الاستیسیته، استحکام و انبساط
دمای سرویس سه اثر مستقل دارد. مدول E با دما کم میشود و fn را پایین میآورد؛ استحکام تسلیم و حد خستگی
هم افت میکنند و حاشیهٔ تنش را کم میسازند؛ و انبساط حرارتی طول و قطر را اندکی تغییر میدهد. از میان این سه، اثر
مدول در آنچه به r مربوط میشود تعیینکننده است و اثر انبساط معمولاً ناچیز است.
جدول ۸ — اثر دما بر E و fn1 کاندیدای D (مقادیر E فرض آموزشیاند)
دما °C
E GPa
fn1 Hz
تغییر نسبت به 20 °C
20
193
1098
—
200
183
1069
−2.6 %
400
168
1024
−6.7 %
500
162
1006
−8.4 %
از 20 °C تا 400 °C فرکانس طبیعی حدود ۶٫۷ درصد افت میکند و در نتیجه r به همان اندازه بالا میرود. اگر
فرکانس در شرایط کارگاهی (دمای محیط) سنجیده یا از دادهبرگ سرد خوانده شود، r خوشبینانه محاسبه میشود. محاسبه
باید با E دمای طراحی انجام شود، نه دمای اتاق.
مدل پاسخ حرارتی: سیال، ترموول و سنسور
ضخیمتر و کوتاهتر کردن ترموول برای استحکام، پاسخ حرارتی را بدتر میکند. مسیر انتقال حرارت سه مقاومت پشت سر هم
دارد: همرفت از سیال به سطح، رسانش در دیوارهٔ نوک و شکاف بین Bore و سنسور. دو ظرفیت حرارتی (دیوارهٔ نوک و سنسور)
در مسیر قرار دارند. مدل دوظرفیتی این سند، برای بخار 400 °C با 50 m/s، ضریب جابهجایی را از همبستگی
Churchill–Bernstein برای استوانهٔ عرضی گرفته است: 2510 W/m²·K برای 25.4 mm و 2652 W/m²·K برای نوک 19.0 mm.
زمان رسیدن به ۶۳٫۲٪ پاسخ پلهای (از حل عددی دستگاه)
s
شکل ۶ — پاسخ پلهای مدل برای نوک ۲۵٫۴ و نوک ۱۹٫۰ میلیمتر؛ فقط روند نسبی معنادار است
مقدار مطلق t63 مدل (حدود 77 s برای Straight و 64 s برای نوک 19.0 mm) بهدلیل فرض شکاف هممحور و
بدون تماس فلزی بزرگتر از واقعیت است؛ سنسور Spring-Loaded و تماس واقعی آن را چند برابر کوچک میکند. بنابراین فقط
اختلاف نسبی، یعنی حدود ۱۶٫۵ درصد کاهش با نازکتر شدن نوک از 25.4 به 19.0 mm، معنادار است. خطای رسانش در این سرویس
ناچیز است (m·L ≈ 19.7 و انحراف نوک برای گردن 150 K سردتر کمتر از 10-6 K)، چون ضریب جابهجایی بخار
چگال و پرسرعت بالاست.
مصالحهٔ استحکام و سرعت پاسخ
دو هدف در یک جهت نیستند: استحکام ارتعاشی با قطر ریشهٔ بزرگتر و U-Length کوتاهتر بهتر میشود، ولی سرعت پاسخ با
قطر نوک کوچکتر و دیوارهٔ نازکتر بهتر میشود. هندسهٔ Tapered یا Stepped دقیقاً برای جدا کردن این دو طراحی
شده است: ریشهٔ ضخیم برای تحمل خمش و نوک نازک برای پاسخ سریع. شکل ۷ چهار کاندیدا را در صفحهٔ
r در برابر t63 نشان میدهد؛ مطلوبترین ناحیه سمت چپ و پایین است.
شکل ۷ — مصالحهٔ حاشیهٔ ارتعاشی و پاسخ حرارتی برای کاندیداهای A تا D
کاندیدای D هم از نظر r و هم از نظر t63 نسبت به A برتر است و هیچ مصالحهای را ناچار نمیکند، چون
U-Length کوتاهتر روی پاسخ حرارتی اثر مستقیم ندارد. بااینحال، U-Length کوتاهتر یعنی نوک به دیوارهٔ لوله
نزدیکتر است؛ در لولهٔ بزرگ باید نوک هنوز در جریان نمایندهٔ سیال بماند و خطای رسانش بررسی شود (این بررسی برای
بخار چگال پرسرعت مشکلی نشان نداد، ولی در گاز سبک باید تکرار شود).
استاندارد ASME PTC 19.3 TW
IMPORTANT — متن استاندارد در دسترس نبوده است
این بخش فقط دامنه و ساختار منطقی استاندارد را توضیح میدهد. هیچ معادله، جدول ضرایب، منحنی Strouhal–Reynolds،
حد نسبت فرکانس یا معیار تنش آن در این سند نقل نشده است. هر مورد با برچسب «نیازمند راستیآزمایی با ویرایش معتبر» مشخص است.
استاندارد ASME PTC 19.3 TW (ویرایش ۲۰۱۶، تأییدشده مجدد ۲۰۲۵؛ وضعیت ویرایش جاری راستیآزمایی نشده) روش طراحی و
ارزیابی ترموولهای تکتکه (ماشینکاریشده از میلهٔ توپر) در سرویسهای دارای جریان را تعریف میکند. مرز دامنه،
شرایط کاربرد و روشها باید از متن استاندارد برداشت شود. جدول ۹ نقش هر بخش را با وضعیت راستیآزمایی مشخص میکند.
جدول ۹ — بخشهای استاندارد و وضعیت راستیآزمایی در این سند
موضوع
کاری که استاندارد انجام میدهد
وضعیت در این سند
دامنه و کاربرد
تعیین ترموولهایی که روش شامل آنهاست و محدودیت هندسه و ماده
REQUIRES SOURCE VERIFICATION
تحلیل فرکانس ریزش
روش محاسبهٔ fs با اعداد Strouhal و Reynolds
جایگزین شده با مدل ساده؛ REQUIRES SOURCE VERIFICATION
فرکانس طبیعی
روش محاسبهٔ fn برای مقاطع ترموول و اثر جرم سیال
جایگزین شده با مدل تیر؛ REQUIRES SOURCE VERIFICATION
حدود نسبت فرکانس
تعیین نسبتهای پذیرش برای تشدید عرضی و درونخطی
اعداد مرجع ثانویه؛ REQUIRES SOURCE VERIFICATION
ارزیابی تنش
تنشهای استاتیک و دینامیک، تمرکز تنش و حدود مجاز
مدل آموزشی؛ REQUIRES SOURCE VERIFICATION
شرایط هندسی
محدودیتهای هندسی و نسبتهای ابعادی که روش در آن معتبر است
REQUIRES SOURCE VERIFICATION
COMMON MISTAKE — «طبق استاندارد محاسبه شد» بدون ویرایش و روش
گزارش طراحی ترموول باید ویرایش دقیق استاندارد، روش (مثلاً سیال و رژیم)، ورودیها و نتیجهٔ هر معیار را ثبت کند.
خروجی نرمافزار سازنده بدون ثبت ورودیها قابل ممیزی نیست و استفاده از یک ویرایش منسوخ بدون اطلاع، خطای رایج است.
مقایسهٔ کاندیدها و حکم PASS یا FAIL
سه معیار غربالگری اعمال شد: r اسمی باید از raccept = 0.609 کمتر باشد؛ اگر r > 0.4، تنش درونخطی با
SF ≥ 2 بررسی شود؛ و SF خستگی کل نیز ≥ 2 باشد. این معیارها آموزشیاند و جایگزین حکم استاندارد نیستند.
جدول ۱۰ — حکم غربالگری کاندیدها (مدل آموزشی)
کاندیدا
r
r ≤ 0.609
SF
حکم
توضیح
A: Straight 25.4 mm، 188 mm
0.83
FAIL
5.1
FAIL
از حد مرجع 0.8 هم گذشته
B: Tapered 31.75/19.0، 188 mm
0.71
FAIL
12.6
FAIL
حاشیه کافی نیست
C: Stepped 31.75/19.0، 188 mm
0.60
PASS
13.5
PASS (حاشیهٔ کم)
حاشیه حدود ۱٫۵ درصد
D: Tapered 31.75/19.0، 160 mm
0.51
PASS
9.2
PASS
حاشیه حدود ۱۹ درصد؛ تنش درونخطی بررسی و پذیرفته شد
نتیجه این است که Straight 25.4 mm برای این سرویس مناسب نیست؛ Tapered با همان طول هم حاشیه ندارد؛ Stepped
فقط بسیار مرزی میگذرد؛ و Tapered کوتاهتر (D) با حاشیه میگذرد. گزینهٔ C بهدلیل حاشیهٔ بسیار اندک (۱٫۵ درصد)
و تمرکز تنش پله که مدل نمیبیند، پیشنهاد نمیشود.
بهینهسازی طراحی در صورت FAIL
وقتی کاندیدایی رد میشود، اهرمها به ترتیب اثر عبارتاند از: کاهش U-Length (اگر موقعیت نوک اجازه دهد)،
افزایش قطر ریشه، تغییر هندسه به Tapered یا Stepped، افزایش قطر نوک، و تغییر ماده (با E بالاتر یا چگالی
کمتر). تغییر ماده معمولاً اثر کوچکتری از تغییر هندسه دارد، چون E / rho مادههای رایج نزدیک هم است. جدول ۱۱ هر
اقدام را با اثرش بر r مقایسه میکند.
جدول ۱۱ — اثر اقدامهای بازطراحی بر r (St = 0.20، V = 50 m/s)
اقدام
fn1 Hz
fs Hz
r
A: Straight 25.4 mm، 188 mm (مبنا)
475
394
0.83
A + کاهش U-Length به 160 mm
657
394
0.60
A + قطر ریشه 31.75 mm (Straight)
587
315
0.54
B: Tapered 31.75/19.0، 188 mm
742
526
0.71
B + کاهش U-Length به 160 mm (= D)
1024
526
0.51
B + قطر نوک 22.0 mm
694
455
0.66
C: Stepped 31.75/19.0، 188 mm
877
526
0.60
دو گزینهٔ بازطراحی A را به منطقهٔ پذیرش میرساند: ریشهٔ 31.75 mm یا U-Length کوتاهتر. گزینهٔ Straight
ریشهٔ 31.75 mm (r = 0.54) میگذرد و مزیت دارد که پیچیدگی ساخت Tapered ندارد، ولی نوک ضخیمتر
پاسخ حرارتی کندتری میدهد؛ گزینهٔ D هر دو مزیت را دارد و به همین دلیل پیشنهادی این سند است.
تحلیل المان محدود (FEA)
مدل تیر این سند فرض میکند ریشه کاملاً گیردار است و مقطع در طول ثابت یا پلهای/مخروطی ساده است. FEA دقیقاً
همان محدودیتها را برطرف میکند: تمرکز تنش در شعاع ریشه و پله، انعطاف واقعی فلنج و نازل، شکل سهبعدی نوک و
گرادیان دما. چهار کاربرد اصلی دارد: تمرکز تنش در ریشه، تحلیل مودال برای فرکانسهای واقعی با تکیهگاه واقعی، تنش
حرارتی ناشی از اختلاف دمای فلنج و نوک، و تحلیل جفتشده با بار حرارتی و فشاری.
IMPORTANT — FEA جایگزین الزام استاندارد نیست
نتیجهٔ FEA دقت مدل را بالا میبرد، اما معیار پذیرش را تعریف نمیکند. اگر استاندارد حاکم بر پروژه روش و حد
مشخصی دارد، تحلیل FEA مکمل آن است و جایگزینش نمیشود. نتیجهٔ FEA نیز باید با شرایط مرزی، مش، Convergence
و تأیید مستقل (راستیآزمایی مدل) همراه باشد.
دینامیک سیالات محاسباتی (CFD)
CFD بهجای فرض یک St و یک سرعت یکنواخت، میدان جریان را حل میکند: ساختار بیداری، پروفیل سرعت واقعی در
لوله (لایهٔ مرزی دیوار)، گردابههای سهبعدی نزدیک نوک و دامنهٔ واقعی نیروی لیفت و پسا. برای ترموولهای مخروطی و پلهای،
که مبنای قطر در آنها مبهم است، CFD میتواند فرکانس غالب و دامنهٔ نیرو را مستقیم نشان دهد. هزینهٔ آن بالا است و
برای رژیمهای Re بالا باید مدل آشفتگی درست و مش وابسته به لایهٔ مرزی انتخاب و با داده یا مرجع معتبر شود.
جدول ۱۲ — نقش FEA و CFD در تأیید طراحی ترموول
ابزار
چه میدهد
چه نمیدهد
مدل تیر این سند
غربالگری سریع، حساسیت و مقایسهٔ هندسه
تمرکز تنش، انعطاف تکیهگاه، مبنای استاندارد
FEA مودال و تنش
فرکانس و تنش واقعی با شرایط مرزی واقعی؛ تنش حرارتی
نیروی جریان؛ معیار پذیرش
CFD
میدان جریان، St مؤثر، دامنهٔ لیفت و پسا، اثر پروفیل سرعت
پاسخ سازه؛ بدون اعتبارسنجی، اعداد قطعی نیستند
روش استاندارد
روش و معیار پذیرش قابل ممیزی
اثر هندسههای خارج از دامنه
ترتیب منطقی کار این است: غربالگری با مدل ساده؛ بررسی استاندارد؛ و فقط وقتی هندسه از دامنهٔ استاندارد خارج است یا
حاشیه مرزی میماند، FEA و در صورت نیاز CFD برای کاهش عدمقطعیت.
مثال کامل: ترموول در خط بخار پرسرعت
این مثال همهٔ مرحلهها را روی خط بخار فوقداغ دنبال میکند: دادههای فرآیندی، هندسه، فرکانس ریزش، فرکانس طبیعی،
تنش، تأیید و بازطراحی. همهٔ ورودیها طبق Design Basis این سند فرض آموزشیاند.
نتیجه: D با r = 0.514 از 0.609 پایین است (PASS)؛ چون r > 0.4، تنش درونخطی بررسی شد و SF = 9.2 بهدست
آمد. تأیید نهایی هنوز با ASME PTC 19.3 TW و ویرایش معتبر آن است؛ این مثال فقط نشان میدهد که A رد میشود و D
کاندیدای منطقی بازطراحی است.
FIELD SCENARIOترک ترموول پس از افزایش ظرفیت خط بخار
«ترموول Straight 25.4 mm سالها در خط بخار سالم کار کرد. پس از افزایش ظرفیت واحد و بالا رفتن سرعت بخار، چند ماه بعد
ریشهٔ آن ترک خورد و سنسور دچار نشتی شد. فشار و دما تغییر نکرده بود.»
تحلیل مهندسی: الگو، شکست ریشه بدون تغییر فشار و دما، به ارتعاش ناشی از ریزش گردابه اشاره میکند، چون
fs با سرعت متناسب است. در مدل این سند، r = 0.8 برای A در حدود 48 m/s و r = 1 در حدود
60 m/s رخ میدهد؛ بنابراین افزایش سرعت از حدود 50 به 60 m/s میتواند ترموول را عملاً از ناحیهٔ مرزی به تشدید
ببرد، حتی اگر ترموول در شرایط قبلی سالها سالم مانده باشد. اقدام نخست بازبینی بازرسیشدهٔ ترک و نقطهٔ شروع آن (بررسی
خستگی)، سپس محاسبهٔ مجدد با سرعت و E واقعی و بازطراحی هندسه (Tapered یا کوتاهتر) است. هر تغییر سرعت فرآیند باید
در بازبینی ترموول ثبت شود.
عدمقطعیت و حدود اعتبار (Limits of Applicability)
عدمقطعیت r با ترکیب مؤلفههای مستقل به روش GUM برآورد شد. چون فرکانس ریزش با St × V و فرکانس طبیعی با √E / L² متناسب است؛ پس مؤلفههای نسبی با ضریب حساسیت مناسب وارد میشوند: St و V با ضریب یک، E با ضریب
۰٫۵ و U-Length با ضریب ۲.
جدول ۱۳ — بودجهٔ عدمقطعیت نسبی r (فرضهای آموزشی)
مؤلفه
عدمقطعیت ورودی
اثر بر r
سهم در واریانس
Strouhal
۱۰٪
۱۰٪
۴۱٪
سرعت V
۱۰٪
۱۰٪
۴۱٪
قطر
۱٪
۱٪
۰٫۴٪
E در دما
۳٪
۱٫۵٪
۱٪
U-Length
۲٪
۴٪
۶٫۶٪
خطای مدل (سادگی نسبت به استاندارد)
۵٪
۵٪
۱۰٫۳٪
ترکیبی uc
۱۵٫۶٪؛ گسترده (k = 2): ۳۱٪
دو مؤلفه، یعنی St و V، تقریباً ۸۲ درصد واریانس را میسازند. بهبود دقت r به معنی اندازهگیری واقعی سرعت
و استفاده از St مبتنی بر منحنی معتبر است، نه صرفاً مش ریزتر یا ماده دقیقتر. با uc = 15.6 %، نسبت
فرکانس D میتواند تا 0.675 بالا برود؛ چون این مقدار هنوز از 0.8 پایین است، D با عدمقطعیت هم پذیرفتنی
میماند. یک عدمقطعیت دیگر در RSS نیامده است: انتخاب قطر نوک یا قطر میانگین برای fs (r برای D
از ۰٫۵۱ به ۰٫۳۸ تغییر میکند)؛ این خطای روش است و باید با استاندارد روشن شود.
CAUTION — حدود اعتبار مدل
این مدل برای ترموول فلنجی تکتکه با مقطع حلقوی و جریان عرضی یکنواخت در سیال تکفاز تمیز معتبر فرض شده است. خارج از این
دامنه، یعنی سیال دوفاز یا بخار مرطوب، جریان غیریکنواخت یا نزدیک زانو، ترموول با اتصال Threaded یا
Socket Weld که انعطاف تکیهگاه بیشتری دارند، Re خیلی بالا و نوسانات سرعت، نتیجه معتبر نیست. حد r ≤ 0.8،
آستانهٔ r > 0.4، نمودار St، ضرایب Cd و CL، ماده و تمرکز تنش همگی باید از استاندارد و دادهبرگ
معتبر جایگزین شوند.
چکلیست طراحی
مبنای طراحی (Design Basis): سیال، فاز، T، P، سرعت واقعی و دامنهٔ تغییر آن ثبت شده است.
St، Re و رژیم جریان بررسی و اگر خارج از دامنهٔ زیربحرانی است، عدمقطعیت آن گسترده شده است.
E در دمای طراحی استفاده شده، نه در دمای اتاق.
مبنای قطر در fs (قطر نوک یا میانگین) با استاندارد همخوان و ثبت شده است.
r با حاشیهٔ عدمقطعیت قضاوت شده و اگر r > 0.4، تنش درونخطی بررسی شده است.
تنش ریشه، SF خستگی و تعداد چرخه در عمر طراحی محاسبه و با دادهٔ مادهٔ معتبر مقایسه شده است.
پاسخ حرارتی (t63) و خطای رسانش برای هندسهٔ نهایی بررسی شده است.
روش و ویرایش ASME PTC 19.3 TW مشخص و ورودیها و نتایج برای ممیزی ثبت شدهاند.
FEA یا CFD فقط در صورت لزوم و با شرایط مرزی و تأیید مستقل انجام شده است.
هر تغییر بعدی سرعت، دما، U-Length یا ماده با بازبینی طراحی همراه است.
حالتهای خرابی و اشتباهات رایج
COMMON MISTAKE — پذیرش بر پایهٔ SF تنش بدون بررسی r
تنش ایستا و حتی SF خستگی ممکن است عالی باشد، در حالی که r به یک نزدیک است. SF به MF وابسته است و
MF نزدیک تشدید چندین برابر میشود. معیار فرکانس باید مستقل از تنش رعایت شود.
جدول ۱۴ — حالتهای خرابی و بازرسی
حالت خرابی
علت و نشانه
بررسی و اقدام
ترک خستگی در ریشه
تشدید عرضی یا درونخطی؛ ترک شروعشده از شعاع ریشه
بازرسی نفوذی؛ بازبینی r با سرعت واقعی؛ بازطراحی هندسه
افزایش ناگهانی ارتعاش پس از تغییر فرآیند
تغییر V، دما یا ترکیب سیال که r را جابهجا کرده
ثبت تغییرات؛ محاسبهٔ مجدد پیش از بهرهبرداری
کاهش ضخامت دیواره
Erosion یا Corrosion که fn و تنش را تغییر میدهد
بازرسی ضخامت؛ اعمال Corrosion Allowance در محاسبه
نشتی در اتصال
ارتعاش یا خستگی در اتصال فلنجی/جوشی
بازرسی اتصال؛ بررسی انعطاف تکیهگاه و FEA
کندی پاسخ پس از تقویت ترموول
قطر بزرگتر یا Air Gap زیاد
Tapered، Spring-Loaded، کنترل Bore
جمعبندی
جمعبندی نکات کلیدی
تأیید ترموول با Design Basis و فرضهای صریح آغاز میشود؛ مدل ساده فقط غربالگری است.
r = fs / fn را با عدمقطعیت و حاشیه قضاوت کنید، نه فقط با یک حد مرجع.
U-Length قویترین اهرم هندسی است؛ قطر ریشه و تیپر نیز مؤثرند و Bore اثر کمی دارد.
Tapered یا Stepped جدایی استحکام و سرعت پاسخ را ممکن میکند، ولی مبنای قطر fs باید با استاندارد روشن شود.
SF تنش بهتنهایی کافی نیست؛ نزدیک تشدید MF چند برابر میشود.
E با دما افت میکند؛ r را با E دمای طراحی محاسبه کنید.
FEA و CFD مکملاند، نه جایگزین ASME PTC 19.3 TW.
پرسشهای متداول
نسبت فرکانس مجاز ترموول چقدر است؟
عدد قطعی را باید از ویرایش معتبر ASME PTC 19.3 TW گرفت. سازندگان معمولاً از حد مرجع 0.8 برای تشدید عرضی و آستانهٔ 0.4 برای بررسی درونخطی استفاده میکنند، ولی این اعداد در این سند راستیآزمایی نشدهاند. در این سند، بهعلاوهٔ حد مرجع، حاشیهٔ عدمقطعیت نیز اعمال شده است.
چرا ترموول مخروطی لزوماً بهتر از Straight نیست؟
چون قطر کمتر نوک فرکانس ریزش را بالا میبرد. تیپر وقتی مفید است که قطر ریشه نیز بزرگتر باشد یا U-Length کوتاه شود؛ جدول ۷ نشان میدهد با همان U-Length کاندیدای B هنوز رد میشود.
اگر تنش کم است، باز هم به r نیاز دارم؟
بله. تنش ایستا در همهٔ کاندیدها کم بود، ولی شکست خستگی ناشی از تشدید به r وابسته است. SF نزدیک r = 1 بسیار سریع افت میکند.
آیا FEA میتواند محاسبهٔ استاندارد را حذف کند؟
نه. FEA مدل را دقیقتر میکند، ولی معیار پذیرش را استاندارد یا مشخصهٔ پروژه تعیین میکند. اگر هندسه خارج از دامنهٔ استاندارد است، FEA و در صورت نیاز CFD ابزار تکمیلی برای کاهش عدمقطعیتاند.
چرا فرکانس در دمای بالا باید دوباره محاسبه شود؟
چون E با دما کم میشود و fn افت میکند. در مثال این سند، از 20 °C تا 400 °C حدود ۶٫۷ درصد افت دیده شد و r به همان اندازه بالا رفت.
مدل پاسخ حرارتی چقدر قابل اتکاست؟
برای مقایسهٔ نسبی گزینهها، نه برای عدد مطلق. فرض شکاف هممحور بدون تماس فلزی مقدار t63 را بزرگتر از واقعیت میدهد. سنسور Spring-Loaded و تماس واقعی آن را کاهش میدهد.
استانداردها و منابع
ASME PTC 19.3 TW-2016 (R2025) — Thermowells
استاندارد حاکم بر طراحی و تأیید ارتعاش و تنش؛ متن آن در این سند در دسترس نبوده و هیچ معادله، ضریب، منحنی یا حد پذیرشی از آن نقل نشده است. ویرایش جاری راستیآزمایی نشده است.
ASME B36.10M — Welded and Seamless Wrought Steel Pipe
مرجع ابعاد لوله؛ مقادیر OD و ضخامت در این سند باید با ویرایش جاری راستیآزمایی شوند.
ASME BPVC Section II, Part D — Properties (Customary/Metric)
مرجع خواص مواد در دما؛ مقادیر E، استحکام و حد خستگی این سند فرض آموزشیاند و از این مرجع استخراج نشدهاند.
IAPWS-IF97 — Industrial Formulation 1997 for the Thermodynamic Properties of Water and Steam
پایهٔ محاسبهٔ چگالی، لزجت و رسانایی بخار.
JCGM 100:2008 — Evaluation of measurement data — Guide to the expression of uncertainty in measurement (GUM)
پایهٔ ترکیب عدمقطعیت؛ مؤلفههای ورودی این سند فرض آموزشیاند.
Churchill, S. W. and Bernstein, M. (1977) — A Correlating Equation for Forced Convection From Gases and Liquids to a Circular Cylinder in Crossflow
همبستگی ضریب جابهجایی استوانهٔ عرضی در مدل پاسخ حرارتی.
Roshko, A. (1961) — Experiments on the flow past a circular cylinder at very high Reynolds number, J. Fluid Mech. 10; Lienhard, J. H. (1966) — Synopsis of lift, drag, and vortex frequency data for rigid circular cylinders, Washington State University Bulletin 300
منابع عمومی دربارهٔ پراکندگی عدد Strouhal در Reynolds بالا؛ مقادیر عددی از آنها نقل نشده است.
WIKA — Thermowells, technical information IN 00.15
منبع ثانویهٔ سازنده؛ حدود نسبت فرکانس و آستانهها فقط بهعنوان مرجع ثانویه ذکر شده و نیازمند راستیآزمایی با متن استاندارد است.
همهٔ ورودیهای مثال (سرعت، ماده، میرایی، ضرایب بار و حدود خستگی) فرض آموزشیاند. هیچ نتیجهٔ این سند «تأیید
مطابقت با استاندارد» نیست و نباید بهعنوان گزارش تأیید طراحی ارائه شود.
منابع مرتبط NICO
پیشنیاز
ترموول چیست و چگونه از سنسور دما محافظت میکند؟ — NICO-EDU-TWL-L1-004-FA
راهنمای مهندسی انتخاب، سایزینگ و نصب ترموول — NICO-EDU-TWL-L2-005-FA
تجهیزات مرتبط NICO
سنسورهای دما، ترانسمیترهای دما و ترموولهای NICO در گروه اندازهگیری دما
مشخصات، مدلها و محدودهٔ محصولات NICO باید از برگهٔ فنی رسمی همان محصول گرفته شود؛ هیچ مشخصهٔ محصولی در این راهنما ادعا نشده است.
نسخه کامل PDFفایل A4 با هفت شکل فنی (مسیر تأیید، نسبت فرکانس برحسب سرعت، تقویت دینامیکی، حساسیت، شکل مود سه هندسه، پاسخ حرارتی و مصالحهٔ استحکام و سرعت پاسخ)، چهارده جدول، یازده معادلهٔ شمارهدار، بودجهٔ عدمقطعیت و مثال کامل خط بخار.